بی واژه
این آخرین کافی مان بود. درست هفت سال پیش آمدیم درین خراب شده که اسیر خودمان باشیم... تو امروز آمدی و با خوشحالی گفتی که از فلان شرکت فلان کار مهم را گرفتی. و من هم خواستم بگویم مبارک است ان شاء الله محمد جان اما یادم افتاد که اسم ات را هم حتی عوض کرده ای و دیگر نشد که چیزی بگویم...
.....
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء
...
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 17:59 توسط عالیجناب
خدایا ما را با دوستانت آشنا کن!