در خورد فیل

احساس خسران و از دست رفته گی می کنم... حالا که به وضوح پیمانه ی غم های حقیقی از دل مان بزرگ تر است جای افسوس است که شاد بودن را درست و به موقع یاد نگرفتیم... بلد نشدیم که شاد باشیم مثل همه ی آدم های اطراف... مثل تو که دور می چرخی و بر شانه ی من می زنی که به کدام فسانه دل خوش کرده ای...

..

روزمره گی های مان در یک برزخ دوزخی میان غم و شادی دست و پا می زند.. امیدهای مان کم رنگ تر می شود... حساب مان می افتد به شماره ی فیش حقوقی که قرارست به حساب مان بریزند.. غم هامان ناپایدار و دل هامان به حصار دنیا کوچک تر ..

تو هم حواست نیست .. که این ها اضطراب قبل از طوفان نیست... این شهر را مدتی است که سیل ویران کرده است.



در خورد فیل

برای دوستی می گفتم که دل تنگی هایی را که روی کاغذ نمی شود نوشت احتمالا به خدا هم نمی شود گفت.. آن وقت هست که وسعت صفات سمیع و علیم خداوند را به تر میشود فهمید... پیرمرد می گفت قرآن موثرترین معجره ی انبیاست.. اهل ش را قانع و مومنین را صمیمی و مطمئن می کند...

 ..

پی نوشت: برای تمام دستگاه های شنود عالم: دل این سوره ی فجر/پشت این صبح مبین/ به تفاسیر نگاه تو اگر گرم نبود/ شب ظلمانی یخبندان را/ هیچ از قالب تکرار زدن شرم نبود/.. آه ای عالم ربانی عشق!.. در کتابی ابدی.. شرح منظومه ی بی داری ما را بنویس....!

 

 

در خورد فیل

یادم نمی رود که روزهای نه چندان دوری چه اندازه این شهر برایم ملال آور بود. و اطرافیان آن روزها هر کدام به نوی تهوع آور..

..

اما این روزها دلم خوش است که پشت قنوت شما می ایستم. و دل بسته ام به خدای آدم های نازنینی که این طور از ناکجای این شهر پیدا شدند... 

انگار که اتفاقات دو سال گذشته شهر را غربال کرده باشد..

خدایا... ما را با دوستانت آشنا کن... پرواز دسته جمعی پرنده گان آس مان را زیباتر می کند

و لا تجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوا.

 

 

در خورد فیل

قسمتی از پیام نورانی امام عزیز به مناسبت قبول قطعنامه ی لعنتی پانصد و نود و هشت :


"خداوندا، تو می دانی كه ما سر سازش با كفر را نداریم. خداوندا، تو می دانی كه استكبار و امریكای جهانخوار گلهای باغ رسالت تو را پرپر نمودند. خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بیداد، همه تكیه گاه ما تویی ، و ما تنهای تنهاییم و غیر از تو كسی را نمی شناسیم و غیر از تو نخواسته ایم كه كسی را بشناسیم. ما را یاری كن، كه تو بهترین یاری كنندگانی. خداوندا، تلخی این روزها را به شیرینی فرج حضرت بقیةاللّه - ارواحنا لتراب مقدمه الفداء - و رسیدن به خودت جبران فرما.   فرزندان انقلابی ام، ای كسانی كه لحظه ای حاضر نیستید كه از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید كه لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می گذرد. می دانم كه به شما سخت می گذرد، ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی گذرد؟ می دانم كه شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست، مگر برای این خادمتان اینگونه نیست؟ ولی تحمل كنید كه خدا با صابران است.   بغض و كینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید كه پیروزی از آن شماست"


...

در خورد فیل

پیرمرد همیشه می گفت دل ات که گرفت و احساس تنهایی کردی به یاد غربت ائمه (علیهم السلام) باش...

غربت زینب اما .. سوز دیگری دارد.  

 

http://www.youtube.com/watch?v=8-1wC9BOcBQ&feature=related

در خورد فیل

تابستان دو سال پیش بود که عزیزی کمک خواست برای مراسم ازدواج اش.. مادری دلسوز و پدری به حق زحمت کش داشت که صلاح زنده گی اش را در آن ازدواج نمی دیدند.. باری اما مثل آبی بود که روی زمین ریخته باشند.. زمان مثل همیشه ی اتفاقات مهم دیر بود.. و هوای تهران گرم... به لطایف الحیلی مشکل حل شد.. تا حدودی.. اما درست قبل از مراسم ازدواج مادرش را دیدم.. جایی .. گوشه ای یعنی.. که پنهانی اشک می ریخت.. گفتم چه شده.. گفت تباه شد.. گفت من دیگر پسرم را پس نمی گیرم از روزه گار.. تعجب کردم. گفتم شما کجا را می بینی مادر؟ .. گفت من همین سه ماه آینده را می بینم. این خط و این نشان...

..

و از قضا درست هم می گفت.. دوسالی ست که من هم خبری ندارم .. حتی ام سال همان پیغام تبریک عید و امثالهم همیشگی را هم وقت نمی کند -بخوانید (شریعتمداری نویسی که کنم) که جرات نمی کند- بفرستد..  

روزه گار غداری ست..

دلم شکسته.. برای تو هم حرفی ندارم اما.. زنده گی خوبی داشته باشی..

اما انگار من ماه های آینده را می بینم.. می دانم که دیگر تو را در صف کنارمان نمی بینم..

همین چند روز پیش در جواب یکی از دوستان تندرو که زیاد مقاله می نویسد و تندتند اشتباه می کند نوشتم که من واقعا شما را بسیجی نمی دانم... شما ممکن است به مکر معاویه نبازید.. اما کنار علی نمی ایستید.. من می دانم..  می گویید ما اهل کوفه نیستیم... اما تهران هم وای نمیستیم... میریم یه جای خوش آب و هوا.. مواضع جمهوری اسلامی را رصد می کنیم.. گاهی حرفی می زنیم جایی.. جهادمان همین است.. آفرین.. اما .. دوست داشتنی که خون دادنی پشت اش نباشد.. لایق شیشکی ست..

..

دلم شکسته... انگار که با خبر قطع نامه آمده باشی کنار دوست مشترک مان که تیرخورده..

 از من نخواه که تبریک بگویم..

شاد باشی اما.. ما قرارست تا آخر این خط کنار علی باشیم. ان شاء الله. من جمهوری عزیز اسلامی ایران را تنها راه نجات می دانم.

 

 

در خورد فیل

احمدی نژاد در جمع دوستان:

 

"

کفر چو منی گزاف و آسان نبود

محکمتر از ایمان من ایمان نبود

در دهر چو من یکی و آنهم کافر

پس در همه دهر یک مسلمان نبود.

"



در خورد فیل

هفت به علاوه هشت.

در خورد فیل

می روم اما به دنیای فراموشی..


..

.

از حال ما اگر خواسته باشی....

در خورد فیل

شما جایی مصاحبه نمی کنی سردار.. اخیرا هم فقط به آن خبرنگار جوان گفتی که : " دعا کنید شهید شوم.. "

به شما حسودی کنم ... ام روز مولای ما از "شریف‌ترین عناصر مبارز جمهوری اسلامی ایران" دفاع کرد... چه کسی نمی دانست که پشت آن همه محبت شما بودید.. خوش به حال تان. 


این سناریوی استکباری است که قبل از آنکه بخواهند شما را بزنند به شما تهمت می زنند.. از صدر اسلام تا حالا این داستان هزار بار اتفاق افتاده... اما ما شما را برای روزهای مهم آینده می خواهیم... 

اما ما نه به تاریخ.. به زودی به خدای خود.. پاسخ می دهیم.

اللهم وفّقنی بما تحب و ترضی


در خورد فیل

تو نگاه کن.. ببین.. تونس را.. مصر را.. عراق را.. یمن را .. بحرین را.. لبنان را.. فلسطین را.. مولای ما البته پیش از این ها و بیش از این ها وعده داده بود... آن هم به روشنی..

..

 

من خیال می کنم که آن سرنوشت محتوم و روزهای حساس موعود خیلی نزدیک است. ما این راه را ادامه خواهیم داد.. با قدرت هم ادامه خواهیم داد.  

http://www.youtube.com/watch?v=10CH-JBzstw

در خورد فیل

برای اصلاح سیستم بانکی چندهزار میلیارد خسارت می دهیم.. حال مان خوب نیست دیگر.


..

راستی کاش از جایی به بعد در تخریب بکوشیم. 


..


بعد از دولت اصلاحات بود که فهمیدیم هر تخریبی از هر اصلاحی هزینه ی کمتری دارد.



در خورد فیل

...

 

 امروز آقای رئیس جمهور متواضع بود و آرام... و زیر لب ذکر می گفت.

آفرین بر این برادر های تصویر آفرین...

سال هايى بود كه دوست مى شديم تنها به دليل اينكه دشمن مشتركى داشتيم....

بگذارم و بگذرم. غم گنانه و شاد.

یه مرد پیدا نشد.. بگه ..

تولدت قذافی...

اما گمانم جهنم احتمالی دیکتاتورها به آن تنهایی و خلوت حتمی روزهای آخرین شان می ارزد..

یه روزی میاد وقتی شمعاتو فوت می کنی.. می بینی شدی دیکتاتور خودت.. مبارک خودت..

تولدت قذافی پسر!