امروز اکثر روزنامه های جهان شیپور جنگ را بالا گرفته بودند و گذاشته بودند دم دهان شان.. روزنامه ی پرتیراژ ونکوور سان به درشتی نوشته بود که جنگ بین ایران و اسرائیل عملا شروع شده و دنیا فقط شرم می کند که فعلا علنا اعلام کند آن را...
.
ادبیات دیپلماتیک و پشت میز این طوری فضا را تحلیل می کند که جمهوری اسلامی در پیچی حساس و تا حدی خطرناک قرارگرفته است. ایران خوب فهمیده است که عقب نشینی از جایی که ایستاده است برای یک یا دو پله عملی نیست. اگر تسلیم شود تمام راه را باید برگردد. این تکنیک غربی هاست و سال ها مشق آن کرده اند که خوب تحقیر کنند. ایران مطمئن است که غرب وقتی دست از سرش بر می دارد (!) که درست و حسابی تحقیر و لگدمال شده باشد و تاوان تمام زخم های کاری سال های گذشته بر هیمنه ی استکبار را چند برابر بدتر بدهد... و البته پر واضح است که جمهوری اسلامی از بین می رود اما تن به همچون ذلتی نمی دهد. و این گزینه کاملا مردود است. به قول سید، انقلاب را می شود از بین برد اما نمی شود تا اطلاع ثانوی تعطیل کرد. و رهبری جمهوری اسلامی هم در سخت ترین و حساس ترین شرایط اعلام کرده است که "ما این راه را با قدرت ادامه خواهیم داد"...
سناریوی دوم اما ایستاده گی است. و البته از نگاه مستعمرانه ی غربی، هر قدم پیشرفت در راه استقلال و ایستاده گی بر سر منافع، عقوبت بدتری دارد. هر قدر ایستاده گی بیشتری از جمهوری اسلامی خرج شود، آن نقطه ی برخورد جدی تر خواهد بود. و شخصیت نظام اسلامی طوری است که به احتمال بسیار زیاد آن قدر اهل فداکاری است که برای سرنوشت کشور آب روی خودش را در خطر بیندازد و به این راه وارد شود.. و البته ایستاده گی عاقلانه و هوشمندانه..
جمهوری اسلامی با تحلیل فضای منطقه و زمان وقایع تصمیم گرفته است که کمی زودتر از موعد مقرر از فاز تثبیت به فاز کارآمدی وارد شود. غرب که با بحران های کم سابقه ی اقتصادی و انسانی درگیر است، خلا ایجاد شده در منطقه را خوب می فهمد و حتی به کشورهای مستعمره یا نزدیک اش هم اعتماد ندارد که به شان اجازه ی ورود و پر کردن فضا و قدرت گرفتن را بدهد. و همین است که ترکیه ی اردوغان و عربستان ِ آل سعود که در واقع دو ضلع ملیتی-دینی قطب ساخته گی غرب برای پرکردن منطقه است، محدوده ی عملیاتی محدود و ناکارآمدی دارد. و به همین دلیل عده ای بر این باورند که این اتحاد مصنوعی فقط به منزله ی سیم خارداری برای نفوذ جمهوری اسلامی و متحدان اش به منطقه است...
.
.
کسی نمی داند که اسرائیل و آمریکا به ایران حمله می کنند یا نه. اما سیاست نو و عجیب جمهوری اسلامی در تهدید برابر تهدید بازی را وارد مرحله ی جدیدی کرده است. به نظرم آمریکا اصلا و ابدا انتظار چنین برخورد قاطعی را از نظام نداشت - بخوانید به لطف سال ها عقب نشینی به بهانه ی گفت و گوی تمدن ها و البته به وضوح بعد از مسایل ننگین بعد از انتخابات-. و همین است که تحلیل بیرونی شان این است که ایران در اثر تحریم ها ضعیف شده و به نوعی واکنش منفعلانه روی آورده. اما تحلیل درونی و واقعی شان انگار این نیست.. فضای منطقه اصلا اجازه ی همچون امیدی به آمریکا نمی دهد.. برعکس انقلاب اسلامی از فضای فشارها استفاده کرده و وارد مرحله ی تغییر فاز شده. و هرگونه حمله به ایران باعث می شود که ایران حتی بیشتر متحدان اش را هم خط کند - و مخصوصا اگر این حمله از جانب اسرائیل باشد- و پرچم خودش را بالا بگیرد. کیست که نداند که در دل تمام عرب های روی کره ی زمین سر افکنده گی ِ یک شکست و تحقیر تاریخی سایه انداخته.. و آن شکست همه شان برابر اسرائیل است. با این استراتژی ایران تمام تبلیغات منفی و تهمت امپراتوری عجمی را به یک قیام مردمی اسلامی علیه غرب و اسرائیل تبدیل می کند و امواج یک متری دریای خشم ملت ها به سونامی ده متری ویران کننده تبدیل می شود..
.
باری کسی نمی داند که چه می شود. روزهای آینده آبستن حوادث مهمی است. رابرت گیت وزیر دفاع آمریکا در مصاحبه ای که اخیرا کرده بود؛ گفته بود که کسانی که طرف دار صلح اند و ایران را خطری برای آمریکا نمی دانند ایران را به شدت دست کم گرفته اند. و البته آن طرف هم کسانی که خیال می کنند جنگ برای آمریکا ساده و راحت است با ایران معلوم است که باز هم ایران را دست کم گرفته اند. و اعتراف کرده بود که این مسئله پیچیده ترین مسئله ی سیاسی آمریکا از چهل سال گذشته تا به اینجاست. که به نظر می رسد زمان رسیده گی به آن فرا رسیده.
/